یک پزشک و یک بازمانده مضاعف از COVID درخواست فوری دارد


من یک پزشک حیاتی و پزشک اورژانس هستم ، دو بار به COVID-19 مبتلا شده ام و خسته شده ام.

اولین عفونت من در ابتدای همه گیری بود. من مجبور شدم یک لوله بلاک مور را روی مرد جوانی بگذارم که قصد داشت از خونریزی شدید سیروز خود بمیرد. من در آن زمان نمی دانستم که بیمار از نظر COVID مثبت است زیرا هیچ علائم “معمولی” ندارد. لوله را گذاشتم و آن را به جای دیگری منتقل کردم و با افتخار می گویم که این بیمار زندگی می کرد. با این حال ، پنج روز بعد ، من با COVID رفتم پایین. خیلی بد بود. مفاصل من بیش از هر زمان دیگری احساس درد می کنند. به نظر می رسید کسی در تلاش است تا آنها را از داخل و بیرون بشکند. من در تنفس مشکل داشتم و در حقیقت گلو و مجاری تنفسی متورم شده بودم. خستگی و سردردهای وحشتناک مرا برای روزها سوق داد. من به طور معمول میگرن دارم ، اما چیزی بسیار متفاوت بود. غذای من مثل همیشه بو و طعم نداشت. تصمیمات روزمره من به این اهمیت می داد که بلند شدن برای دستشویی رفتن چقدر مهم است ، زیرا انجام این کار انرژی زیادی می برد. کارهای ساده غالباً باعث چرت می شوند. خوشبختانه ، من بهبود یافتم و به دلیل اینکه دور از خانواده ام قرنطینه شده بودم ، نوزاد دختر و شوهرم در امان ماندند.

من همه اقدامات احتیاطی را انجام می دهم. فکر می کردم همه کارها را درست انجام می دهم. من هم در محل کار و هم در خارج از کار ماسک می زنم. وقتی به خانه می رسم ، “اسکراب های کثیف” را برمی دارم و مستقیم به سمت دوش می روم ، حتی اگر دخترم فریاد بکشد تا برده شود. کفش های کارم در خانه نمی گنجد. من برای هر روشی که در بیمارستان انجام می دهم PPE کامل دارم. شیفت های اضافی را برای کمک گرفتم ، که طاقت فرسا است اما ضروری است. من به دیگران هشدار دادم که مراقب باشند. برای چندین ماه ، این سیستم پیچیده کار می کرد. سپس ، هفت ماه بعد ، مجدداً با COVID-19 تشخیص داده شدم.

این بار احتمالاً شوهرم آن را به خانه آورده است. او حس چشایی و بویایی خود را از دست داد و به دلیل احتیاط فراوان هم آزمایش شدیم و هم آزمایش مثبت. خدا را شکر دخترم چند شب گذشته را با نانا خود گذرانده بود. مادر و دختر 14 ماهه من دوباره از عفونت در امان ماندند و حتی برای احتیاط آزمایش شدند. یک بار دیگر خستگی و سردرد گرفتم. این بار هم مه مغزی داشتم. مغز من که معمولاً قادر به کار سریع است ، کند و کند بود. می دانستم که به درستی کارها را انجام نمی دهم و در به خاطر سپردن کلمات و نام ها مشکل دارم. این احساس وحشتناکی بود. یک بار دیگر در قرنطینه بودم. این بار ، به جای تنها بودن ، در شرکت شوهرم بودم. من سپاسگزارم که هر دو بهبود یافتیم. من از خیلی از افراد که خیلی خوش شانس نبوده اند مراقبت کرده ام.

برخی ممکن است بگویند بیکاری و قرنطینه “بد نیست” ، اما من موافق نیستم. بیش از یک ماه از زندگی دختر کوچکم را از دست دادم. وقت آن است که دیگر هرگز نمی توانم برگردم من برای ایمنی او ترجیح دادم که دور بمانم ، اما در واقع چاره ای نداشتم و اتلاف وقت هم کمتری به درد من نمی خورد. قرنطینه شدن دوبار به این معنی بود که پزشکان همکارم باید مرا پیدا کنند و مرا بپوشانند. در آن زمان من در دسترس نبودم تا بتوانم به تیم پزشکی کمک کنم و از مادران ، پدران ، مادربزرگها و فرزندان دیگران مراقبت کنم در زمانی که همه ما خیلی ضعیف بودیم. این ویروس مرا از کارم ، توانایی کمک و مراقبت از دیگران دور کرده است. این باعث فشار بر سیستم پزشکی استرس زا شد. ویروس مهم نبود که من پزشک هستم.

من یک پزشک مراقبت های ویژه و اورژانس هستم و خسته شده ام. من از COVID-19 خسته شده ام ، اما نه به همان دلایلی که دیگران می گویند. این ماسک زدن ، فاصله اجتماعی ، کمبود مسافرت و این واقعیت است که من به طور معمول برای کار از PPE کامل استفاده می کنم. نه ، این خیلی بیشتر است. من از شنیدن تکذیب ها و ادعاهای “ساختگی” COVID خسته شده ام. من از لحاظ روحی از تمام مرگ ها خسته شده ام … مرگ افرادی که یک دقیقه با من صحبت می کنند و در لحظه دیگر از ایست قلبی یا نارسایی تنفسی رنج می برند. من از مرگ کسانی که عزیزانشان نمی توانند با آنها باشند خسته شده ام و می دانم که با این تفکر در جامعه پزشکی تنها نیستم. از صمیم قلب می دانم که صورت من یا یک پرستار با نقاب آخرین شخصی است که بیمار قبل از مرگ می بیند. ای کاش خانواده ها می توانستند برای مراقبت از عزیزانشان حضور داشته باشند ، اما خطر بسیار زیاد است. بسیاری از اوقات من با PPE کامل در یک اتاق می ماندم تا اینکه یک بیمار فوت کرد تا آنها تنها نمیرند. دستشان را گرفتم. من عذرخواهی کردم که خانواده آنها نمی توانند آنجا باشند. از اینکه نتوانستم آنها را نجات دهم عذرخواهی کردم. من بارها پشت سر این PPE گریه کردم. هر مرگ هنوز حتی ماه ها بعد روی من تأثیر می گذارد. من از این ضررهای دلخراش خسته شده ام.

خسته شدم از اینکه اسمهای بی تفاوت یا بدتر بهم میدن. من می فهمم که غیرقابل تصور است که شما نتوانید تمام وقت در کنار عزیزتان باشید که در حال مرگ است. من هم از او متنفرم. این پروتکل ها و سیاست ها برای محافظت از مردم در برابر ویروس وجود دارد ، اما من می دانم که به سلامت عاطفی بیماران و عزیزان آنها آسیب می رساند. درک شده من می خواهم فریاد بزنم و فریاد بزنم و با شما ادامه دهم که این همه انصاف چگونه است. این انصاف نیست.

من از کمبود جامعه در جهان خسته شده ام. چه بخواهیم چه نخواهیم ، همه ما در این امر با هم هستیم. ما باید از یکدیگر مراقبت کنیم ، تا از خود دفاع کنیم. من فهمیدم که افراد زیادی هستند که از COVID-19 بهبود می یابند. من یکی از آنها هستم ، دو بار با این حال ، من روزانه با بیمارانی که نیاز به درمان فشرده دارند کار می کنم. آنها اغلب هفته ها تا ماه ها می مانند. بیماران بیش از سرفه یا مشکل تنفس یا خستگی و مه مغزی رنج می برند. من سکته مغزی ، حملات قلبی ، نارسایی کلیه را که به دیالیز ختم می شود ، ضعف عمیق ناشی از چرخه ثابت داروهای فلج کننده و قرار دادن بیماران بر روی شکم آنها برای بهبود اکسیژن رسانی ، مشاهده کرده ام. من بیمارانی را درمان کرده ام که ماهها پس از “بهبودی” از راه رفتن عادی روزمره و صحبت با کسانی که نیاز به مراقبت کامل دارند ، با یک لوله تنفسی و لوله تغذیه رفته اند.

خسته ام ، اما هر روز که به محل کارم می روم ، قلب و روح و روان خود را مدام در بیمارانم می ریزم. یک مراقب مهم و داروی اورژانس بودن شغلی است که من آن را دوست دارم. من می خواهم به مردم کمک کنم و این کار را تا زمانی که دیگر نیازی به خدماتم نباشد یا تا زمانی که بتوانم انجام دهم ادامه خواهم داد. این را به شما قول می دهم؛ من به خاطر تو ادامه خواهم داد این دکتر خسته می پرسد ، لطفاً برای ما نیز بجنگید. ماسک های خود را بزنید. از همسایگان خود مراقبت کنید. همه ما در این امر با هم هستیم و فقط با هم زنده می مانیم.

کارا وارد ، دکترای پزشکی ، یک پزشک اورژانس و مراقبت های ویژه است.

این پست در KevinMD ظاهر شد.


منبع: kaheshvazn-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>