بازخورد من این است: بازبینی های زیادی وجود دارد


از همان لحظه ای که دانشکده پزشکی را شروع کردم ، یک آونگ با شدت بلند تاب خورد و تاب خورد. این آونگ بازخورد است. سپس ، وقتی شروع کردم ، بازخورد شنیده نشده بود. ما به عنوان دانشجو از سخنرانی های مشمئز کننده رنج می بردیم. هیچ کس به فکر ما اهمیت نمی داد. تنها راه نجات ما شکایت در عرض یک ساعت از یکدیگر بود. پانزده سال بعد ، عکس این قضیه صادق است. ما به بازخورد نیاز داریم. ما به دنبال بازخورد هستیم ما بازخورد 360 درجه داریم. “با تشکر از شما برای شرکت در وبینار رایگان ما ، لطفاً برای ارائه بازخورد روی پیوند کلیک کنید.”

بازخورد. به کسی بگویید چگونه فکر کردید این کار را انجام داده و چه چیزی می تواند پیشرفت کند. البته بعنوان یک شرکت کننده ، هر از گاهی به دانشجویان پزشکی ، ساکنان و همکاران بازخورد می دهم و هر سه بازخورد من را می دهند. وقتی برای میهمان سخنرانی می کنم یا دوره ای را آموزش می دهم ، بازخورد می گیرم. من در کنفرانس ها با اتکا به یادداشت های دست نویس 10 دقیقه سخنرانی کردم و سه برابر بازخورد کتبی دریافت کردم!

این فقط مختص دارو نیست ، ما درباره همه چیز بازخورد جمع می کنیم. مقدار زیادی یخ در چای لوبیای شما وجود دارد؟ بهتر است این را در بازخورد آنلاین گزارش دهید. حتی Grand Canyon برای Yelp نظرات یک ستاره دریافت می کند.

با فروتنی می گویم که ما به نقطه بررسی های زیادی رسیده ایم و می خواهم شش راه برای تنظیم دوره را پیشنهاد کنم.

1. کسی از کسی که به او احترام نمی گذارد بازخورد نمی خواهد.

دانشجویان پزشکی به همه معلمان احترام نمی گذارند ، خصوصاً معلمان عجول ، بد دهن ، نگران یا بلاتکلیف. به همین ترتیب ، صرف نظر از عنوان ، درجه و سن افراد ، بعضی از افراد هستند که در نهایت برای عقایدشان ارزش قائل هستیم و برخی دیگر که آنها را نمی دانند. افرادی صادق ، مستقل و متفکر افرادی هستند که می خواهیم از آنها بشنویم. با این وجود سیستم بازخورد به ندرت این افراد را از یکدیگر متمایز می کند (در صورتی که شخصی متفکر باشد ، گاهی فقط نظرات ارسال می شود) و در نتیجه بازخورد زیادی از افرادی که نمی خواهیم دریافت می کنیم.

2. ممکن است شما ندانید که به چه چیزی احتیاج دارید.

من اخیراً برای کارآموزی سخنرانی کردم و زمان قابل توجهی را صرف یک مفهوم آماری کردم. در یک نظر آمده بود: “من مطمئن نیستم که باید این را بدانیم.”

من نمی دانم که کارآموز بر روی چه چیزی آزمایش می شود ، بنابراین اگر “شما باید این را بدانید” به معنای حضور در آزمون آینده است ، ممکن است درست باشد ، اما من می دانم که اگر فرد بخواهد یک پزشک باشد ، دانستن آن عالی خواهد بود. مزیت – فایده – سود – منفعت. من آن را روشن می کنم زیرا اغلب به آن اعتماد کرده ام.

سرانجام ، در حرفه خود ، به مرحله ای می رسید که می دانید آنچه آموخته اید مفید بوده است یا خیر. فقط چند سال در کارم طول کشید تا فهمیدم که حفظ چرخه کربس برای یک پزشک ضروری نیست (حتی اگر آن پزشک از مهار کننده های IDH استفاده کند ، همانطور که ما در آنکولوژی انجام می دهیم). اما در ابتدا دانستن آنچه شما باید بدانید در حال حاضر بسیار دشوار است. بازخورد این را نمی داند

3. ما بیش از حد به آن واکنش نشان می دهیم.

من بخشی از گروهی بودم که بازخورد می خواستم و به چرخه های معیوب واکنش می پرداختم. یک سال گروه های کوچکی درست می کنیم. سپس ، در پاسخ به بازخورد ، به سراغ سخنرانی تعلیمی می رویم. البته ، پس از آن بازخورد ما را وادار می کند که به گروه های کوچک برگردیم. ما در طول پنج سال بارها کلاس را زیر و رو کرده ایم ، احساس می کنم فقط پنج تنیس بازی کرده ام.

4- می تواند نماینده ای نداشته باشد.

سوگیری اصلی بازخورد این است که افرادی که دارای عقاید قوی هستند انگیزه های نامتناسبی برای بازخورد دارند. شاید یک سخنرانی توسط 95٪ افراد به خوبی مورد استقبال قرار گیرد ، اما اگر 5٪ واقعاً آن را دوست ندارند ، متوجه خواهید شد. قوی ترین صداها – لزوماً نماینده ای یا صحیح نیستند – می توانند بازخورد را تحریک کنند. این مورد در مورد نظرات آنلاین نیز صدق می کند (همچنین به شماره 1 مراجعه کنید).

5- می تواند انرژی خود را از دست بدهد.

نیاز به بازخورد نیاز به تلاش و غالباً تلاش زیاد دارد زیرا افراد نمی خواهند بازخورد بدهند. انرژی زیادی برای جمع آوری چیزی صرف می شود که مردم نمی خواهند بدهند.

6. ممکن است شما صلاحیت دادن آن را نداشته باشید.

نمی توانم به شما بگویم که چند بار با مردم 20 دقیقه مصاحبه کرده ام که احساس می کنم آنها خوب هستند ، اما نمی دانستم که آنها چگونه کار را انجام می دهند. هنوز بازخورد لازم است. اینکه آیا مصاحبه ها عملکرد شغلی را پیش بینی می کنند ، در دنیایی که به بازخورد نیاز دارد ، سوالی نامناسب به نظر می رسد. من 2 روز با کارآموزان به پایان رسیدم و از من بازخورد خواستم. تنها بازخوردی که دارم این است: “نمی توانم قضاوت کنم” که متأسفانه به ندرت مورد استقبال قرار می گیرد.

به جای شوق بازخورد فرهنگی ، پیشنهاد می کنم بیشتر در مورد خودمان فکر کنیم. آیا به همان اندازه که می خواستید کار خوبی انجام دادید؟ اگر برای کارآموزان سخنرانی می کنید: چه زمانی چشم دانشجو خسته شده است؟ آیا می توانید کاری انجام دهید تا از آن جلوگیری کنید؟ چه کسی کسی را که شما تحسین می کنید انجام می دهد ، چگونه می توانید شباهت بیشتری به او داشته باشید؟

و برای کسانی که برای شغلی آموزش می بینند ، فکر کنید که ممکن است بدانید که به چه چیزی نیاز دارید. به جای بازخورد امروز ، ایده را حفظ کنید و به عقب برگردید. درست است که بسیاری از چیزهایی که یاد گرفته اید ممکن است بهتر ارائه شود یا ممکن است لازم نباشد – به آنها بگویید چه فرصتی پیدا کردید تا بدانید. گاهی اوقات بازخورد بهترین زمانی است که وقت کافی برای تشخیص آنچه می خواهید بگویید داشته باشید.

وینای پراساد ، دکتر ، یک متخصص خون ، انکولوژیست و دانشیار پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا ، سانفرانسیسکو و نویسنده بدخیم: چگونه سیاست های بد و شواهد بد به افراد سرطانی آسیب می رسانند.


منبع: kaheshvazn-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>